قهرمان ميرزا عين السلطنه

7188

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بارى شام خوبى دادند . . . اسم پسر را سلطان احمد « 1 » گذاشتند . افخم الدوله حيف ورامين بود . آقاى عماد السلطنه كه داخل حوزهء ما كمتر است . چهارشنبه 23 ربيع الاولى ، 30 ميزان - سواره شمران رفتم . باج راه را هنوز مىگرفتند ، اما « آب‌پاچى » « 2 » نبود . يك اتومبيل كه مىگذشت خاك به حدى بود كه ايام ناصرى را كه فراموش ما شده بود به ياد مىآورد . يك شب توقف كردم خيلى سرد بود . هيچ‌كس جز حضرت و الا و سپهسالار در شمران باقى نمانده است . ناامنى راه مشهد - تلگراف مشايخ اعراب اخبارات راست و دروغ بسيار است . راه مشهد مثل شصت سال قبل است كه با توپ و نظام بايد زوار آن چند منزل را حركت كنند . مشايخ اعراب تلگراف كرده‌اند همه قسم اطاعت داريم اما به شاه ، نه به اين كابينه . فحاشى سردار سپه سردار سپه در خانهء خودش هنگامى كه از اطاق بيرون آمده و با دستمال دماغ خود را فين مىكرد و جماعتى از وكلا و غيره حضور داشتند گفته است . . . مؤتمن الملك ، . . . مشير الدوله ( فلان را من نوشته او اسم برده بود . ) بعد خشمش زيادتر شده مىگويد سرم به . . . شاه . پاچه‌ام . . . وليعهد . گفتند فقط براى اين بود كه مؤتمن الملك آن تلگراف را چند نسخه به ديوار اطاق تنفس نصب كرده بود همه قرائت كنند . سرگرمى براى مردم عصرها ميدان توپخانه و جلوى مجلس موزيك مىزنند . زن و مرد جمع مىشوند . . . در ميدان مشق اسب‌دوانى ، خردوانى ، فوت‌بال بعضى روزها نمايش مىدهند . مردم را سرگرم مىكنند مبادا به خيالاتى بيفتند . كشته شدن انگليسى يك نفر انگليسى را در راه اهواز به قتل رساندند ، يعنى اتومبيل او در راه گير كرده بود . چند نفرى كه عبور مىكردند به كمك خواست استنكاف كردند . با ششلول يكى از

--> ( 1 ) - احمد اردلان از اعضاء وزارت خارجه . مدتى هم سفير كبير ايران در شوروى بود . ( م . سالور ) ( 2 ) - كذا ، تلفظى عاميانه از آب‌پاشى .